-
این خانه عزادار حسین(ع) است/۷
کربلا از دوم محرم آغاز شد؛ مقاومت ایران از همان مکتب
کربلا با عاشورا آغاز نشد؛ با دوم محرم آغاز شد. با لحظهای که کاروان حسین(ع) در دشتی ناشناس فرود آمد و زمین، خود را برای میزبانی از بزرگترین حماسه تاریخ آماده کرد.
-
دوازده روزی که تاریخ را تغییر داد
یک سال از جنگ دوازدهروزه ایران و آمریکا میگذرد؛ نبردی که در آن، ملت ایران زیر بار تهدید و فشار نرفت. سالگرد آن روزها، یادآور حماسهای است که نشان داد ایران را نمیتوان تسلیم کرد.
-
۳۵ ثانیه، ۷۲۰ هزار گلوله/ جنایتی که روایت نشد
در حادثهای که سه ماه از آن میگذرد، چهار موشک PrSM آمریکا در آسمان لامرد منفجر شدند و حدود ۷۲۰ هزار ساچمه تنگستن را بر محدودهای مسکونی فرو ریختند.
-
آیا کودکان حق دارند به فردا امیدوار باشند؟
یک پژوهشگر حقوق کودک میگوید در جهانی که کودکان با جنگ، فقر و بحرانهای گوناگون روبهرو هستند، حفظ امید به آینده باید در کنار آموزش، سلامت و امنیت به یکی از حقوق اساسی آنان تبدیل شود.
-
صدمین شب؛ روایت ما از گلوی رسانهشان در نمیآید
شب که میآید، شماره نمیداند؛ اما مردم «آمدن» را شمردهاند. صد بار. صد شب پیاپی.
-
قفسههای مجازی، کتابهای واقعی/۳۱
چرا ما زیستبوم نشر را هیچوقت نشناختیم؟
مدیر انتشارات ستاک گفت: نمایشگاه کتاب، بهویژه برای بدنه اصلی نشر ایران، فقط یک رویداد نمادین یا فرهنگی نیست؛ یک فرصت حیاتی برای تأمین نقدینگی سالانه است.
-
حکیم خیامی نیشابوری، ریاضیدان ممتاز
حکیم خیامی نیشابوری، چکاد بلند خلاقیت علمی درخشان در تمدن ایرانی، اسلامی است. شکوفایی این نبوغ پرفروغ در شهر اصفهان و در سایه سار آرامش و امنیتی است که برایش فراهم شد.
-
قفسههای مجازی، کتابهای واقعی/۱۹
رمان، زندهترین گونه روایت
در روزگار نمایشگاه مجازی کتاب تهران، وقتی سرعت اطلاعات، معنا را از ما میرباید، رمان همچون پناهگاهی امن، ما را به جهانی عمیقتر از کلمات دعوت میکند.
-
قفسههای مجازی، کتابهای واقعی/۱۶
شعارهای فرهنگی در بنبست تکرار
یک پژوهشگر گفت: ایران امروز، با هجمههای بیسابقه رسانهای و تحریمهای اقتصادی، نیازمند بازتاب شعاری است که پیام درونیاش هم «انگیزهبخش» باشد، هم «مسئلهمحور».
-
قفسههای مجازی، کتابهای واقعی/۱۰
ظرفیتهایمان را قربانی نکنیم
نمایشگاه کتاب، بهعنوان یک رویداد ملی و بینالمللی فرصتی برای بازنمایی و برجستهسازی نشاط اجتماعی فرهنگمحور و بازآفرینی تجربه زیسته جمعی حول کتاب است.
-
قفسههای مجازی، کتابهای واقعی/۸
نمایشگاه مجازی بدون تبلیغ!/ این نمایشگاه نامرئی برگزار میشود
کمتر از ده روز تا آغاز هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب باقی است، اما هنوز هیچ تبلیغی در تلویزیون، شهر یا فضای مجازی انجام نشده است. آیا مخاطبان باید در سکوت از آن باخبر شوند؟
-
قفسههای مجازی، کتابهای واقعی/۵
در روزهای جنگ، اولویت با پایداری نشر است نه ویترینهای موقت
در شرایطی که نقدینگی و منابع کشور باید در خدمتِ «پایداری ملی» باشد، صرف این هزینههای میلیاردی برای یک بازه موقت ۱۱ روزه، با منطقِ «اقتصادِ مقاومتی در زمان جنگ» سازگار نیست.
-
وقتی رنج، ایوب نمیسازد/ نفی اسطوره، اثبات انسانیت در مواجهه با رنج
«ما ایوب نبودیم» فراتر از یک داستان، تجربهای است زیسته؛ روایتی از انسانهایی که در مواجهه با ناملایمات، نه به قدرت ایوب، که به شکنندگی و پرسشگری خود تکیه میکنند.
-
از راهپیمایی تا زندگی روزمره/ مسئله ناتمامِ پرچم
پرچم، نماد هویت مشترک و همبستگیست، اما حضورش در روزمره شهر کمرنگ است. این متن، دلیل رسانهای این شکاف را واکاوی کرده و بر ضرورت عادیسازی حضور پرچم برای تبدیل آن به یک رسانه تأکید میکند.
-
تاکسی بهمثابه کلاس درس زندگی!
کتاب «تاکسی سواری» سروش صحت، ترکیبی از خاطره، داستان و اتوفیکشن است که با زبانی طنزآمیز، تصویری واقعی از زندگی شهری تهران و آدمهایش را به تصویر میکشد.
-
وقتی درد، زبان مشترک انسان میشود/ واکاوی فرم و محتوای لهجههای غزهای
روایتها در لهجههای غزهای بهگونهایست که در هر ورق راوی یک لحظه از واقعیت را ثبت میکند ولی عمق کلمات به واسطه خلوص و البته فرم روایی در ذهن مخاطب ژرفا دارد.
-
رسالتِ این خیابان، شهادت شد
خیابان رسالت این روزها دیگر فقط یک نشانی نیست. مسیری است که به قلب یک فاجعه ختم میشود. جایی که خانهها، بیهیچ نشانی از جنگ، هدف قرار گرفتند.
-
قاب خاطرات سرخ، روایت زندگی و شهادت در میناب
عکسی یادبود از شهدای میناب، نه با کلمات، که با نشانهها سخن میگوید. میزهای کهنه، خردهریزها، و رنگِ قرمزی که نماد حیات است، روایتی از زندگیهای عادی که به آسمان پر کشیدند.
-
امنیتی ملی در قابِ تمامیت ارضی
امنیتِ ملی، از جغرافیا آغاز میشود اما به ذهنها و ارادهها گره میخورد. در همین چارچوب، باید بیپرده آن گفته عریان تاجر قمارباز مرگآفرین را که آشکارا از طمع به نفت ایران به یاد آورد.
-
خطی میان عرفان و نبرد میهنی
این روزها که کشور مورد تهاجم قرار گرفته به طرز غریبی من به عطار پناه آوردهام و کتاب بیمانندش، «تذکره الاولیا». که شاید در این روزهای غم و اندوه نجاتبخش من باشد.
-
روشنایی شهر/ دیگر جایی نیست که شما را دفن کنند
داستان این خانواده، داغی چندلایه داشت. محمدجواد کیالها تازه صاحب فرزند شده بود؛ نوزادی بیستروزه داشت و یک پسر دبستانی.
-
سکوت نخبگان، خودکشی اجتماعی ایران در بحبوحه جنگ؟
در حالی که ایران زیر سایه سنگین درگیریهای نظامی قرار گرفته، پرسشی حیاتی ذهنها را به خود مشغول کرده است: چرا بسیاری از نخبگان ایرانی در این بزنگاه تاریخی خاموش ماندهاند؟
-
دین به مثابه سنگر
دین بهعنوان قوای تولیدی، انسان را چنان از قیود وجودی خویش آزاد میکند و براساس ارزشها او را بزرگ میکند که هر فرد دیندار تبدیل به نیرویی عظیم از ارزشها میشود.
-
سرنوشت نسخههای خطی در جنگ چه میشود؟/ نقشه دشمن برای میراث ناملموس
یک پژوهشگر و مدرس دانشگاه در یادداشتی به شرایط جنگی و اهمیت حفظ نسخههای خطی اشاره کرده است.
-
غربیها روی مغولان را سفید کردهاند/ حرم امن ما، مام وطن ایران است
اکبر ایرانی، مدیر مؤسسه میراث مکتوب در یادداشتی به اهمیت حفاظت از ایران و تقویت همبستگی ملی اشاره کرده است.
-
روایتی از «دشنام»دادن به امیرالمؤمنین/ تبلیغ به روش معاویه با سب و لعن
یکی از غمانگیزترین و تاریکترین بخشهای تاریخ، راه تبلیغی بود که معاویه از طریق دشنام دادن به اهلبیت، به خصوص امیرالمومنین علی(ع) برگزیده بود، تا مردم را با خود همراه سازد.
-
پناه به پناهگاه نمیرود
یک نویسنده دفاع مقدس نوشت: پیش از آنکه شیپور شوم جنگ به صدا درآید، ابنزیادهای بیتبار در بوق جهالت دمیدند که رهبر ایران پنهان است، اما شما از سلسله «کهف الحصین» هستید و پناه بیپناهان.
-
یادداشت میهمان - امین حسام؛
راهنمای تولید آیتم میدانی در جنگ رمضان/ از میدان به انسان برسید!
در شرایط بحران و جنگ، ثبت تصاویر عمومی از صحنههای انفجار، دود، آوار و همدلی مردم مظلوم لازم است؛ اما کافی نیست. مخاطب امروز ما با تصویر کلی درگیر نمیشود، با قصه درگیر میشود.
-
از هامون شاهنامه تا میدان امروز/ وقتی بازو سرنوشت مینویسد
شاهنامه میدان نمایش قدرت است؛ آنجا که رستم نوجوان، پیش از فرود آمدن گرز، سپاه توران را به عقبنشینی وامیدارد. از هامون دیروز تا میدان امروز، ایستادگی است که سرنوشت مینویسد.
-
حبسیهای که دیوارهای زندان را فروریخت/ زنی که ضعف نشان نداد
«تا روشنایی»، نه صرفاً یک زنداننوشته که سندی زنده از ایستادگی زنی است که در اوج زخمهای جسمی و داغ شهادت فرزندانش، تاریخ نهضتی سرکوبشده را به حافظه کاغذ سپرده است.