آیدا کاشی در گفتوگو با خبرنگار مهر، با تشریح روند طراحی مجموعه آثار مرتبط با شهدای میناب اظهار کرد: نزدیک به سه سال است که به صورت جدی در حوزه گرافیک فعالیت میکنم و در حال حاضر نیز افتخار همکاری با حوزه هنری قزوین را دارم.
وی افزود: آغاز این پروژه با پیشنهاد و حمایت حوزه هنری قزوین برای اجرای اثری هنری درباره حادثه میناب شکل گرفت. پس از همفکری با دوستان و همکارانم در حوزه هنری قزوین، به این جمعبندی رسیدیم که به جای خلق یک اثر منفرد، مجموعهای شامل یک بیلبورد اصلی و ۱۶ قاب روایتگر طراحی کنیم.
کاشی درباره ایده اصلی این اثر گفت: بیلبورد مرکزی به شهدای میناب اختصاص داشت؛ کودکانی که در طرح ما به شکل فرشتههایی در پسزمینهای از مدرسه تخریبشده، در حال پرواز تصویر شدهاند. تلاش کردم فضایی فانتزی و رؤیایی خلق شود تا مخاطبان، بهویژه کودکان، ارتباط عاطفی بیشتری با اثر برقرار کنند.
این طراح گرافیک با اشاره به طراحی ۱۶ قاب جانبی، بیان کرد: دغدغه اصلی من این بود که روایت این حادثه در میان انبوه اخبار روزمره گم نشود. در آن مقطع، اخبار به صورت لحظهای منتشر میشد و بیم آن میرفت که این اتفاق تلخ به سرعت از ذهنها پاک شود. به همین دلیل تصمیم گرفتم اثری خلق کنم که رهگذران هنگام عبور، برای لحظاتی در برابر آن مکث کرده و با تأمل به آن نگاه کنند.
وی ادامه داد: بسیاری از مردم فرصت مطالعه متنهای طولانی را ندارند و معمولاً تنها تیترها را مرور میکنند. بر همین اساس، در ۱۶ قاب، یک خط زمانی از ابتدای وقوع حادثه تا پیامدهای آن طراحی کردم و کوشیدم روایتها کاملاً مستند باشند. در این مسیر از تصاویر واقعی، گزارشها و اخبار منتشرشده در رسانههای داخلی و بینالمللی استفاده کردم تا ابعاد دقیق حادثه مشخص شود.
کاشی افزود: سپس روایت را به معرفی شهدای شاخصی همچون ماکان نصیری و میکائیل میر و همچنین واکنش شخصیتهای سیاسی گسترش دادم تا مخاطب تصویری کاملتر از ماجرا به دست آورد.
وی درباره سبک بصری این مجموعه توضیح داد: از آنجا که قربانیان این حادثه دانشآموزان دبستانی بودند، تصمیم گرفتم فضای طراحی نیز حال و هوای مدرسه داشته باشد. به همین دلیل از المانهایی مانند دفتر مشق، دستخط کودکانه، نقاشیهایی با سبک ترسیم کودکان و همچنین استیکرهای فانتزی استفاده کردم. حتی بسیاری از عناصر را خودم به صورت دستی نقاشی کردم تا حس صمیمیت بیشتری در اثر ایجاد شود.
این هنرمند در خصوص هدف خود از اجرای این اثر گفت: هدفم این بود که کودکان هنگام عبور از کنار این آثار در شهر قزوین جذب تصاویر شوند و درباره آن از والدین خود سؤال بپرسند. بدین ترتیب خانوادهها نیز درگیر روایت شده و درباره آنچه رخ داده، آگاهی بیشتری پیدا میکنند. امیدوارم این تعامل در سطح شهر محقق شده باشد.
کاشی درباره مدت زمان اجرای پروژه اظهار کرد: طراحی بیلبورد اصلی حدود یک هفته زمان برد. پس از آن نیز اتودها و طراحی ۱۶ قاب جانبی آغاز شد که با وجود رفتوبرگشتهای حرفهای و اصلاحات متعدد، حدود ۱۰ روز دیگر به طول انجامید.
وی در خصوص بازخورد مخاطبان نیز گفت: چندین بار شخصاً در محل نصب آثار حضور داشتم و مشاهده کردم که رهگذران هنگام عبور چند ثانیه توقف میکنند، به تصاویر نگاه میکنند و برایشان این سؤال ایجاد میشود که داستان این اثر چیست. همین مکث و کنجکاوی برای من ارزشمند بود.
این طراح گرافیک در پایان با اشاره به محل نصب مجموعه بیان کرد: بیلبورد اصلی به همراه ۱۶ قاب جانبی، در چهارراه طالقانی، روبهروی سازمان انتقال خون نصب شده و از ۱۴ اردیبهشتماه در معرض دید عموم قرار گرفته است.
وی افزود: من خبرنگار یا سیاستمدار نیستم؛ زبان من، زبان تصویر است و تلاش میکنم با ابزار گرافیک، روایتهایی را که باور دارم باید دیده شوند، به مخاطبان و همشهریانم در قزوین منتقل کنم.


نظر شما