به گزارش خبرنگار مهر، آیین رونمایی از کتاب «در باب گفتوگو» نوشته دیوید بوم و ترجمه مصطفی ملکیان، امروز در سالن حکمت مرکز همایشهای بینالمللی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار شد.
کتاب «در باب گفتوگو» از آثار شناختهشده دیوید بوم، فیزیکدان نظری و اندیشمند سده بیستم، درباره مفهوم گفتوگو، شنیدن عمیق، تعلیق پیشفرضها و امکان رسیدن به فهم مشترک است. بوم در این اثر، گفتوگو را فراتر از تبادل نظر روزمره میبیند و آن را راهی برای آشکار شدن ریشههای سوءتفاهم و گسستهای فکری در روابط انسانی میداند.
سخنرانان این نشست، مصطفی ملکیان، مترجم کتاب، همراه با فاطمه صدرعاملی و اردشیر منصوری بودند که درباره جایگاه این اثر در اندیشه دیوید بوم و اهمیت گفتوگو در زندگی فردی، اجتماعی و فرهنگی سخنرانی داشتند. همچنین پیتر گرت، از همراهان دیوید بوم و از همکاران او در تبیین و توسعه نظریه گفتوگو، در این برنامه از طریق پیام تصویری با مخاطبان سخن گفت.
مراسم رونمایی از کتاب «در باب گفتگو» با حضور جمعی از اندیشمندان و علاقهمندان حوزه فرهنگ و اندیشه برگزار شد. در این برنامه مصطفی ملکیان، فاطمه صدرعاملی و اردشیر منصوری به ایراد سخنرانی پرداختند و پیام تصویری پیتر گرت (دوست و همراه نویسنده کتاب دیوید بوم) نیز برای حاضران پخش شد.
در ابتدای مراسم، برگزارکنندگان ضمن قدردانی از حاضران، به اهمیت این اثر در حوزه مطالعات گفتگو اشاره کردند. به گفته برگزارکنندگان، کتاب «در باب گفتگو» یکی از آثار مهم و کلاسیک در زمینه نظریه و فلسفه گفتگو به شمار میآید و مطالعه آن برای هر کسی که علاقهمند به فهم عمیق مفهوم گفتگو است، ضروری است. همچنین تأکید شد که امید میرود حاضران در پایان جلسه با پرسشی بنیادین از یکدیگر جدا شوند؛ این پرسش که آیا گفتگو صرفاً یک تبادل اطلاعات معمولی است یا مفهومی عمیق و ضروری که جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز دارد.
در ادامه، دکتر شکراللهی، رئیس اندیشگاه کتابخانه ملی و مشاور رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی، به نمایندگی از دکتر امیرخانی، رئیس این سازمان، به ایراد سخن پرداخت. وی ضمن خوشامدگویی به حاضران، از برگزاری مراسم رونمایی این اثر در کتابخانه ملی ابراز خرسندی کرد. او با اشاره به سخنی از مصطفی ملکیان در همایشی درباره مولانا، یادآور شد که جهان در برابر یک دو راهی سرنوشتساز قرار دارد: رعایت اخلاق یا عدم رعایت اخلاق. به گفته وی، تحقق اخلاق در حوزههای مختلف اجتماعی، سیاسی و اقتصادی مستلزم گفتوگو و هماندیشی میان انسانهاست. وی در پایان با نقل بیتی از بیدل دهلوی، گفتگو را «بال پرواز اندیشه» دانست و برای حاضران آرزوی بهرهمندی از سخنان سخنرانان جلسه کرد.
بخش دیگری از برنامه، دکتر قاسمی، رئیس خانه اندیشمندان علوم انسانی، با قدردانی از سخنرانان مراسم از جمله فاطمه صدرعاملی، اردشیر منصوری و مصطفی ملکیان، بر نقش مهم استاد ملکیان در رشد فکری و گسترش اندیشه در ایران تأکید کرد. وی همچنین از حمایتهای ایشان از فعالیتهای خانه اندیشمندان، بهویژه در سالهای اخیر، قدردانی کرد. دکتر قاسمی با اشاره به موضوع کتاب، «گفتگو» را یکی از نیازهای اساسی جامعه امروز دانست و افزود که انتخاب این اثر نشاندهنده دغدغهمندی و مسئلهشناسی دقیق مصطفی ملکیان نسبت به مسائل فرهنگی جامعه است. وی در ادامه از همکاری و حمایت کتابخانه ملی، بهویژه دکتر امیرخانی و دکتر شکراللهی، در برگزاری برنامههای خانه اندیشمندان قدردانی کرد و ابراز امیدواری کرد که این نشست آغازگر گسترش فرهنگ گفتگو در عرصههای مختلف زندگی فردی و اجتماعی باشد.
در ادامه مراسم، به معرفی کتاب «در باب گفتگو» و پیشینه طرح مباحث مربوط به گفتگو در ایران پرداخته شد. در این بخش اشاره شد که سالها پیش، زمانی که بحث گفتگو در فضای عمومی جامعه کمتر مطرح بود، فاطمه صدرعاملی با برگزاری کارگاههای آموزشی و دعوت از استادان خارجی، گامهای مهمی در جهت ترویج کاربست عملی گفتگو برداشت. این اقدامات زمینهای برای توجه بیشتر به مهارتهای گفتگو در زندگی اجتماعی فراهم کرد.
سپس فاطمه صدرعاملی به عنوان یکی از سخنرانان اصلی برنامه درباره اهمیت مسئله گفتگو سخن گفت. وی اظهار داشت که مسئله گفتگو یکی از بنیادیترین مسائل زندگی فردی و اجتماعی است. به گفته او، اگرچه امروزه در حوزههای مختلف از سیاست و فرهنگ گرفته تا آموزش و روابط اجتماعی، بسیار درباره گفتگو سخن گفته میشود، اما در عمل دستیابی به گفتگوی واقعی با دشواریهای جدی مواجه است.
صدرعاملی با اشاره به اینکه گسترش ارتباطات لزوماً به معنای افزایش فهم متقابل نیست، تأکید کرد که در بسیاری از موارد افراد صرفاً دیدگاههای خود را بیان میکنند بدون آنکه تلاش کنند زمینههای فکری و تجربههای زیستی طرف مقابل را درک کنند. به باور او، گفتگو صرفاً تبادل اطلاعات نیست، بلکه فرآیندی عمیق است که در آن انسانها علاوه بر بیان دیدگاهها، درباره پیشفرضها، عادتهای ذهنی و شیوههای اندیشیدن خود نیز تأمل میکنند.
وی در ادامه با اشاره به نظریات برخی متفکران حوزه گفتگو، از جمله مارتین بوبر، بر اهمیت به رسمیت شناختن انسانیت دیگری در فرایند گفتگو تأکید کرد. به گفته او، صلح و همزیستی پایدار زمانی امکانپذیر است که انسانها بتوانند یکدیگر را نه به عنوان ابزار یا نماینده یک گروه، بلکه به عنوان انسانهایی با تجربهها و دیدگاههای متفاوت ببینند.
صدرعاملی همچنین به دیدگاههای دیوید بوم درباره «اندیشیدن مشترک» اشاره کرد و توضیح داد که بسیاری از مشکلات انسانی ناشی از ناتوانی ما در اندیشیدن با یکدیگر است. در این رویکرد، افراد به جای دفاع از مواضع خود، توجه خود را معطوف به موضوع مشترکی میکنند که درباره آن در حال جستجو هستند. در چنین فضایی، معنا نه متعلق به یک فرد، بلکه حاصل رابطه و تعامل میان افراد است.
وی در بخش دیگری از سخنان خود به یکی از موانع مهم گفتگو اشاره کرد و آن را ناتوانی در گوش دادن واقعی به سخن دیگری دانست. به گفته او، بسیاری از افراد پیش از آنکه سخن طرف مقابل به پایان برسد، در ذهن خود به داوری میپردازند و همین امر زمینهساز سوءتفاهمهای متعدد میشود. صدرعاملی تأکید کرد که گفتگوی واقعی نیازمند نوعی انضباط درونی است؛ یعنی توانایی تعلیق موقت داوریها، آگاهی از پیشفرضهای ذهنی و فراهم کردن امکان ظهور دیدگاههای متفاوت.
وی در پایان خاطرنشان کرد که گفتگو مهارتی است که نیازمند تمرین و آموزش است. به باور او، در جهانی که خشونت، بیاعتمادی و گسست روابط انسانی در حال افزایش است، گفتگو نه تنها یک فضیلت اخلاقی، بلکه ضرورتی برای بقای زندگی جمعی به شمار میآید. او ابراز امیدواری کرد که انتشار کتاب «در باب گفتگو» بتواند زمینهساز گسترش گفتگوهای سازنده در جامعه و تقویت فرهنگ هماندیشی و فهم متقابل شود.
ادامه مراسم با سخنرانی اردشیر منصوری همراه بود. وی تأکید کرد که اهمیت شخصیتهایی مانند ملکیان تنها در تولید اندیشه نیست، بلکه در هماهنگی میان اندیشه و شیوه زیست آنان نیز نهفته است. به گفته او، در تاریخ اندیشه همواره متفکرانی وجود داشتهاند که میان آثار فکری و زندگی شخصی آنان فاصله بوده است، اما در مواردی نادر، اندیشه و زیست فرد با یکدیگر هماهنگ میشود و همین امر ارزش حضور چنین شخصیتهایی را دوچندان میکند.
او در ادامه با اشاره به مقاله مشهور ایمانوئل کانت با عنوان «روشنگری چیست»، مفهوم «جرأت به کار بستن فهم خویش» را یادآور شد و گفت که این ویژگی در برخی شخصیتهای فکری معاصر نیز دیده میشود؛ کسانی که با شجاعت فکری حاضرند بر اساس فهم خود سخن بگویند، حتی اگر این سخن برخلاف جریانهای رایج باشد یا به بازنگری در دیدگاههای پیشین خود بینجامد.
منصوری در بخش دیگری از سخنان خود به معرفی کتاب «در باب گفتگو» پرداخت. به گفته او، نویسنده این کتاب، دیوید بوم، فیزیکدانی است که با دغدغهای فرارشتهای به مسئله گفتگو پرداخته و کوشیده است از منظرهای مختلف علمی و تاریخی به دشواریهای گفتگوی انسانی در جهان معاصر بپردازد. وی توضیح داد که بوم در این اثر میکوشد نشان دهد که چرا در دنیای مدرن، با وجود گسترش دانش و ارتباطات، دستیابی به تفاهم و گفتگوی واقعی دشوارتر شده است.
منصوری همچنین به یکی از ایدههای اصلی کتاب اشاره کرد و گفت بوم میان «کشف حقیقت» و «شکلگیری معنای مشترک» تمایز میگذارد. به باور او، گفتگو الزاماً فرایندی برای اثبات درستی یک دیدگاه یا کشف حقیقت نهایی نیست، بلکه فضایی است که در آن انسانها میتوانند با آگاهی از پیشفرضها و مفروضات ذهنی خود، به فهمی مشترک از مسئله دست یابند.
وی در ادامه با اشاره به برخی نمونههای تاریخی و فرهنگی، اظهار داشت که بسیاری از تعارضها و حتی جنگها نه از سر یک مسئله قابل حل، بلکه از نوعی «پارادوکس» یا تناقض بنیادی در نظامهای فکری و اعتقادی ناشی میشوند. از نظر بوم، گفتگو میتواند به انسانها کمک کند تا پیش از حل مسائل بیرونی، نسبت به پیشفرضها، تعصبات و چارچوبهای ذهنی خود آگاهی پیدا کنند.
منصوری همچنین به زمینههای فکری شکلگیری نظریه بوم اشاره کرد و گفت یکی از عوامل مهم در شکلگیری این دیدگاه، مناقشات نظری میان دانشمندانی مانند آلبرت اینشتین و نیلز بور درباره تفسیرهای مختلف فیزیک کوانتوم بوده است. به گفته او، بوم از مشاهده این اختلافات به این نتیجه رسید که حتی در میان دانشمندان برجسته نیز گاه امکان گفتگوی واقعی از میان میرود و افراد به جای جستجوی فهم مشترک، در چارچوب نظریههای خود باقی میمانند.
در بخش پایانی سخنان، منصوری به ترجمه جدید کتاب «در باب گفتگو» نیز اشاره کرد و آن را ترجمهای دقیق و مبتنی بر دقتهای زبانی دانست. وی توضیح داد که مترجم در این اثر کوشیده است با وسواس در انتخاب واژگان و شیوه نگارش، مفاهیم کتاب را به شکلی دقیق منتقل کند؛ هرچند ممکن است برخی از انتخابهای زبانی یا رسمالخط پیشنهادی برای خوانندگان در ابتدا متفاوت به نظر برسد. او تأکید کرد که این ترجمه علاوه بر محتوای کتاب، از منظر واژهگزینی و توجه به ظرایف زبان فارسی نیز قابل توجه است.
منصوری ابراز امیدواری کرد که انتشار این اثر بتواند به گسترش بحثهای جدی درباره مفهوم و مهارتهای گفتگو در جامعه ایران کمک کند.
مصطفی ملکیان در ادامه مراسم با اشاره به اهمیت کتاب «در باب گفتگو» اظهار کرد که این اثر در واقع مجموعهای از مهمترین بحثهای قرن بیستم درباره گفتگو است. او افزود که انتشار این ترجمه به درخواست یکی از مؤسسات فعال در حوزه ترویج گفتگو در ایران انجام شده و این مؤسسه از فعالترین نهادهای مدنی در این حوزه به شمار میآید.
ملکیان در آغاز سخنان خود از فاطمه صدرعاملی به عنوان نخستین کسی یاد کرد که بحثهای نظری و عملی درباره گفتگو را به شکل جدی در ایران مطرح کرده است. او ضمن قدردانی از تلاشهای صدرعاملی در معرفی این مباحث و نیز نقش او در تأسیس و فعالیتهای آموزشی مرتبط با گفتگو، حضور در کنار او را برای خود افتخاری دانست.
وی درباره اهمیت کتاب «در باب گفتگو» گفت که این اثر از سه جهت اهمیت دارد: نخست آنکه از نظر فکری کتابی مهم است، دوم آنکه اثری مناقشهبرانگیز به شمار میآید و بسیاری از باورهای رایج درباره حقیقت و گفتگو را به چالش میکشد، و سوم آنکه کتابی «زندگیساز» است؛ به این معنا که اگر خواننده بهدرستی با ایدههای آن درگیر شود، ممکن است به این نتیجه برسد که گفتگو صرفاً یک روش بحث نیست، بلکه نوعی شیوه زیستن است.
ملکیان با اشاره به سخنی از مولوی که «مثنوی دکان وحدت است»، گفت که پیام بسیاری از متفکران بزرگ نوعی دعوت به وحدت انسانی بوده است؛ پیامی که اغلب در زندگی روزمره بشر به فراموشی سپرده میشود. به باور او، گفتگویی که در این کتاب از آن سخن گفته میشود نیز در نهایت گفتگویی وحدتآفرین است؛ زیرا میتواند از پارهپاره شدن روابط انسانی جلوگیری کند و امکان فهم متقابل را فراهم آورد.
او سپس به مبانی نظری گفتگو در اندیشه دیوید بوم پرداخت و توضیح داد که هر نظریهای درباره ارزش و ضرورت گفتگو بر مجموعهای از پیشفرضها استوار است. نخستین پیشفرض آن است که حقیقت امری آشکار و بدیهی نیست. اگر حقیقت بهسادگی در دسترس انسانها بود، نیازی به گفتگو وجود نداشت. به گفته ملکیان، تاریخ معرفت بشری نشان میدهد که انسانها تنها بهتدریج و در مواردی محدود توانستهاند به حقیقت نزدیک شوند.
دومین پیشفرض آن است که هر پدیدهای در جهان دارای وجوه گوناگون است و هیچ پدیدهای تنها یک وجه ندارد. افراد مختلف ممکن است از منظرهای متفاوت به یک موضوع نگاه کنند و همین تفاوت منظرها سبب میشود که برداشتهای گوناگونی از یک پدیده شکل بگیرد. از اینرو شناخت کاملتر هر موضوع مستلزم آن است که افراد از دیدگاههای یکدیگر آگاه شوند.
به گفته ملکیان، پیشفرض سوم آن است که آنچه ما «معرفت» مینامیم در بسیاری موارد در واقع نوعی فهم یا تفسیر است. انسانها تنها بخش کوچکی از واقعیت را از طریق حواس یا تجربههای درونی دریافت میکنند و باقی را با تخیل، تفسیر و ساخت ذهنی خود کامل میکنند. بنابراین برداشتهای انسانها از جهان میتواند بسیار متفاوت باشد.
او در ادامه توضیح داد که این تفاوت در تفسیرها و فهمها یکی از دلایل اصلی ضرورت گفتگو است؛ زیرا تنها از طریق گفتگو میتوان دریافت که دیگران جهان را چگونه میبینند و از چه زاویهای به مسائل نگاه میکنند.
ملکیان سپس به برخی فواید گفتگو اشاره کرد. به گفته او، نخستین فایده گفتگو این است که انسان از باورها، احساسات و خواستههای دیگران آگاه میشود و میتواند آنها را با باورها و احساسات خود مقایسه کند. دومین فایده آن است که در گفتگوی مستقیم میتوان به جای حدس زدن درباره حالات درونی دیگران، از خود آنان پرسید و از برداشتهای نادرست جلوگیری کرد.
او افزود که گفتگو همچنین به انسان کمک میکند تا به لوازم پنهان باورهای خود پی ببرد. بسیاری از افراد به مجموعهای از باورها پایبند هستند، بیآنکه به پیامدهای منطقی آن باورها توجه داشته باشند. در فرایند گفتگو، دیگران میتوانند این لوازم و پیامدها را آشکار کنند.
از نظر ملکیان، یکی دیگر از دستاوردهای مهم گفتگو آشکار شدن نقش ناخودآگاه در رفتار و تصمیمهای انسان است. انسانها گاه تحت تأثیر عوامل ناخودآگاه دست به عملی میزنند و سپس برای آن دلایل ظاهراً عقلانی میتراشند. گفتگو میتواند به تمایز میان استدلال واقعی و «دلیلتراشی» کمک کند.
او همچنین به مسئله «تابوها» در زندگی انسانی اشاره کرد و گفت برخی باورها یا ارزشها چنان مقدس یا چنان ناپاک تلقی میشوند که افراد حاضر نیستند درباره آنها گفتگو کنند. این تابوها مانع شکلگیری گفتگوهای واقعی میشوند و به تداوم سوءتفاهمها و فاصلههای اجتماعی میانجامند.
ملکیان تأکید کرد که گفتگو میتواند به انسانها کمک کند تا ریشه بسیاری از بحرانها و تعارضهای فردی و اجتماعی را بهتر درک کنند. به باور او، وقتی افراد بتوانند صادقانه درباره باورها، تجربهها و پیشفرضهای خود با یکدیگر سخن بگویند، امکان فهم متقابل افزایش مییابد و بسیاری از شکافها و سوءتفاهمها کاهش پیدا میکند.
ملکیان در ادامه سخنان خود با تأکید بر اینکه بسیاری از بحرانهای انسانی تنها در سطح پیامدها دیده میشوند، گفت انسانها معمولاً به «میوههای فاسد» توجه میکنند، نه به ریشههایی که این وضعیت را پدید آوردهاند. به گفته او، ما اغلب فقط درباره نمودهای بیرونی بحرانها سخن میگوییم، در حالی که فهم و حل آنها مستلزم توجه به ریشههای عمیقتر و ساختاریتر است. او افزود که از منظر دیوید بوم، گفتگو دقیقاً از آن جهت اهمیت دارد که انسان را از سطح عوارض و نشانهها به سوی فهم ریشههای بحرانها میبرد.
وی یکی دیگر از دستاوردهای مهم گفتگو را افزایش خلاقیت دانست و توضیح داد که خلاقیت معمولاً در مواجهه با نقد و پرسش دیگری پدیدار میشود. به گفته او، اگر فرد با باورهای خود تنها بماند، چهبسا هرگز به ضعفها و خلأهای اندیشه خود پی نبرد؛ اما ورود به گفتگوی واقعی او را وادار میکند تا دیدگاه خود را بازاندیشی، ترمیم و بازسازی کند. از اینرو، گفتگو صرفاً ابزار تفاهم نیست، بلکه میتواند منشأ آفرینش فکری و اصلاح اندیشه نیز باشد.
ملکیان در ادامه افزود که گفتگو به تدریج انسان را به نوعی تواضع عمیق معرفتی و اخلاقی میرساند. وقتی فرد درمییابد که درک او از جهان تنها یکی از منظرهای ممکن است و دیگران نیز از منظری متفاوت اما معتبر به جهان مینگرند، احساس برتری او نسبت به دیگران کاهش مییابد. از نظر او، یکی از مهمترین نتایج گفتگو این است که انسان درمییابد خود و دیگری در مرتبهای برابر قرار دارند و هیچکس مالک مطلق حقیقت نیست.
او این وضعیت را زمینهساز نوعی «رفاقت غیرشخصی» دانست؛ یعنی حالتی که در آن انسان صرفاً به دلیل اشتراک در انسانبودن و برابری وجودی، با دیگران احساس نزدیکی و همدلی میکند، نه صرفاً بر مبنای منافع شخصی یا روابط محدود فردی. ملکیان تأکید کرد که چنین نگرشی میتواند جهان پارهپاره و از هم گسیخته امروز را به سوی نوعی یگانگی و انسجام انسانی سوق دهد.
وی سپس یادآور شد که تحقق گفتگوی اصیل، افزون بر مبانی نظری، نیازمند مجموعهای از پیششرطهای روانشناختی و اخلاقی نیز هست. نخستین پیششرط آن است که فرد با نیت یادگیری وارد گفتگو شود، نه با قصد غلبه بر دیگری یا صرفاً آموزش دادن به او. به گفته ملکیان، ممکن است در جریان گفتگو هم یاد بدهیم و هم یاد بگیریم، اما هدف اصلی باید آموختن باشد.
او دومین پیششرط را رها کردن تصور «حق مطلق بودنِ خود» و «باطل مطلق بودنِ دیگری» دانست. از نظر او، تا زمانی که فرد خود را تجسم حقیقت و طرف مقابل را تجسم باطل بداند، امکان شکلگیری گفتگوی واقعی وجود نخواهد داشت.
ملکیان همچنین بر نفی سلسلهمراتب در گفتگو تأکید کرد و گفت گفتگو تنها زمانی ممکن است که دو طرف در موقعیتی برابر با یکدیگر مواجه شوند. به باور او، در جایی که یکی در مقام فرماندهنده و دیگری در مقام فرمانبر باشد، رابطه بیشتر شکل تعلیم، موعظه یا دستور پیدا میکند تا گفتگو.
وی پیششرط دیگر را احساس آزادی دانست و توضیح داد که برای تحقق گفتگو، تنها آزادی عینی و بیرونی کافی نیست، بلکه هر دو طرف باید بهطور ذهنی و درونی نیز احساس کنند که میتوانند آزادانه سخن بگویند. اگر فرد در درون خود احساس محدودیت، ترس یا خودسانسوری داشته باشد، گفتگوی اصیل شکل نخواهد گرفت.
او در پایان، انعطافپذیری در برابر حقیقت را نیز از شرایط ضروری گفتگو برشمرد و گفت انسان باید آماده باشد که اگر حقیقتی را در سخن دیگری یافت، از موضع پیشین خود عقبنشینی کند. به گفته ملکیان، فرد گفتگومند کسی است که نه به یک باور خاص، بلکه به فرایند حقیقتجویی وفادار باشد.
ملکیان در پایان این بخش از سخنانش خاطرنشان کرد که مباحث مربوط به گفتگو، هم نیازمند فهم و تأمل بیشترند و هم ظرفیت نقد و مناقشه دارند، اما در هر حال میتوانند افقی تازه برای بازاندیشی در روابط انسانی و بحرانهای جهان معاصر بگشایند.



نظر شما